👈 فروشگاه فایل 👉

مقدمه ای بر مرگ

ارتباط با ما

... دانلود ...

مقدمه ای بر مرگتحقیق مقدمه ای بر مرگ در حجم 50 صفحه و در قالب word و قابل ویرایش و با قسمتی از متن زیر:

مرگ چيست؟

هنگامي كه صحبت از مرگ به ميان مي آيد ، واكنش افرا نسبت به اين مقوله بسيار متفاوت است. زيرا اين مهم بستگي مستقيمي به نگرش افراد نسبت به هستي دارد. به طور كلي مي توان نگرش افراد نسبت به مرگ را در سه گروه عمده جاي داد :

1- كساني كه هيچ اعتقادي به حيات پس از مرگ نداشته و مرگ را عدم مي پندارند.

2- كساني كه دچار شك بوده و نسبت به حيات پس از مرگ به ديده ترديد مي نگرند.

3- كساني كه اعتقاد راسخ و محكم نسبت به اين مقوله داشته و ان را يك مرحله نوين در حركت تكاملي بشر به حساب مي آورند. چنين تفاوت در اعتقادات آديمان نشأت گرفته از تفاوت ديدگاه آنان نسبت به جهان آفرينش است. زيرا افراد در يك سطح نبوده و داراي سطوح عقلي متفاوتي هستند.

با كمي تدمل اين مهم بر ما آشكار مي شود، اعتقاد به جهان پس از مرگ ، اميدهاي راسوي زندگي انسان قرار داده و زندگاني را داراي اهدافي مي نمايد كه سر لوحه ان اهداف ، رسيدن تدريجي به معبود مي باشد.

ممكن است انسان بارها اين سؤال را از خود پرسيده باشد كه مرگز چگونه و با چه كيفيتي صورت مي پذيرد؟ تمامي آدميان به كرات مرگ را تجربه نموده و غافل از اين امر بوده اند.

سوره انعام آيه 60 : «و اوست كه شما را شب هنگام مي ميراند و هرچه در روز كرده ايد مي داند، آنگاه با مردان شما را زنده مي سازد تا آن هنگام كه مدت معين عمرتان به پايان رسد. سپس بازگشتان به نزد اوست و او شما را از آنچه كرده ايد آگاه مي كند.»

از خلقت انسان و قرار گرفتن اين موجود بر سطح كرات خاكي داراي چنان اهدافي است كه در مخليه افراد بشر نگنجيده و به جزء ابر عقول كسي نمي تواند به كنده آن پي ببرد.

حيات انسان و زندگي كوتاه مادي او بسان مقدمه اي است بر كتاب قطور خلقت. تمامي آدمي براي اين امر متولد مي شود رحلت نمايد مي ميرد كه زنده شود و از اين سير، يك سعود تكاملي ميسر خواهد شد. اكثر ابناي بشر اين عمر كوتاه را جاويدان پنداشته و به متعلقات آن بسنده مي نمايند. حب به دنيا و امورات زوذگذر آن بسان درختي در وجود آنان ريشه دو آينده و در طول اين عمر وجود را دئر چنبره خود خواهد داشت.

حقيقت حيات پس از مرگ بسان آفتابي مشهود است. آري مادر همين دنيا در ان دنيا هستيم و علت عدم درك آن حواس ناقص ظاهري است كه مانع از درك اين حقيقت مسجل گشته است.

تو نمي بيني هلال از ضعف چشم                       من همي بينم مگر بر من تو خشم

دنياي پس از مرگ حقيقي است بارز كه هر كس لاجرم به ان وارد مي شود. دنيايي كه با اين ابدان مادي در ان زيست مي­نماييم، از حيث ارتعاش بسيار كند بوده و براي اين كالبد قابل درك و مشهود است.

تمامي افكار و اعمالي كه انسان در جهان ماده منجر به بروز آن مي شود قطعاً تأثير بسزايي در سرنوشت اخروي او دارد : زيرا اين اعمال و افكار در ضمير ناخودآگاه هر فردي ثبت شده و با وقوع فعل مرگ اينضمير در ضمير ناخودآگاه ادغام شده و بقولي پرونده اعمال گشوده مي شود در اين خصوص آيه اي از قرآن كريم را انتخاب نموديم:

حيات پس از مرگ و عوالم مختص آن حقيقتي است كه دير يا زود هر انساني با ان موجاعه خواهد شد. علوم روحي جديد با اكتشافات و آزمايشات گوناگون پيرامون روح و روان آدمي به اين نتيجه دست يازيده است كه روح ، پس از ترك جسم وارد محيطي مي شود كه از حيث ارتعاش بسيار فزونتر از ماده بوده و علاوه بر سه بعد طول ، عرض، عمق دو بعد ديگر نيز بع ان اضافه شده و موجودات اين عالم نه انحصار در زمان دارد و نه انحصار در مكان.

برزخ چيست؟ كلمه برزخ به معني فاصله ميان دو چيز است از اين رو به عالمي كه ميان زندگي دنيا و زندگي آخرت قرار گرفته است برزخ مي گويند. در اصطلاح جغرافيا به قطعه زميني باريك ميان 2 دريا كه دو قطعه زمين را به يكديگر اتصال بدهد نيز برزخ گفته مي شود و يا حد فاصله مثلاض ميان 2 درياي شور و شيرين كه پرده اي طبيعي است و آن دو را از هم جدا مي سازد برزخ مي گويند.

در حقيقت برزخ مقدمه و پيش تراول قيامت كبري و آغازي از قيامت سقري ، براي شخص ميت است ف چنان چه رسول اكرم (ص)  مي فرمايند : (قيامت هر كس با مرگ وي آغاز مي شود، كه منظور از ان قيامت سقري است كه در مرتبه اي قبل از شروع قيامت كبري قرار دارد).[1]

در كافي ، به سند معتبر از امام صادق (ع) روايت شده است ، كه امام فرمودند : «اما من ، به خدا سوگند براي شما در عالم برزخ نگرانم و ترس دارم». آنگاه از امام پرسش كردن برزخ چيست؟ فرمودند : برزخ جايگاهي اتست كه از لحظه مرگك شخص شروع مي شود و به آغاز قيامت پايان مي گيرد» و در جائي ديگر امام در پاسخ اينكعه برزخ از چه تاريخي شروع مي شود مي فرمايند : «از لحظه مرگ تا به هنگامي كه در روز قيامت ، برانگخيته شوند».[2]

در قران كريم هم آمده است : «پس سر آنها برزخي است تا روزيكه در قيامت برانگيخته شوند».[3]

برزخ را عالمي مثالي نيز مي گويند چون شبيه و همانن  اين عالم است البته از لحاظ شكل و صورت نه از لحاظ كيفيت و كميت ، زيرا از لحاظ ماده دو ديگر خصوصيات كاملاً از هم متفاوتند.

- عالم برزخ يك فاصله زماني نيست بلكه حالتي كه از حالات است كه انسان بايد در آن توقف كند تا تحولات سكوت و بي حركت بماند، چون حركت يك اصل  لايتغير در عالم است. لزوم دوزخ و برزخ براي تطبيق نفس انساني كم كم و مرحهل با ان عالم است. اين دوره براي نفس وقتي ضروري است كه در عالم دنيا نتوانتسه باشد خود را با شرايط آن عالم تطبيق دهد، پي براي انسانهايي كه خود را با آن عالم تطبيق داده برزخي لازم نيست. چون برزخ براي آماده كردن نفس براي قيامت است پس فقط در يك مرحله نيست بلكه در فاصله هر قيامت صغري تا قيامتي ديگر برزخي لازم است. برزخ را كه قبر هم گفته اند ، باغي از باغهاي بهشت و يا حفره اي از حفره هاي دوزخ تعبير كرده اند. اين مرحله به علت عدم تحقيق قيامت كه لازمه آن يك حالت بلاتكليفي است – براي همه انسانها با هر عملكردي ، بسيار سخت است. نيكوكاران براي رسيدن به بهشت موعود و تحقيق كامل آن و بدكاران به علت بلاتكليفي ، تعجيلي طاقت فرسا در عبور از آن دارند.

در برزخ تحقق هيچگونه شفاعت امكان پذير نيست. لذا خوفناكترين مرحله از مراحل راه است. صورت و هيكل انسان در عالم برزخ تجسم آخرتي اعمال اوست.

اوصلاً نظام عالم- به علت اين كه حركت در ان اصل است و حركت حتماً بايد تدريجي باشد بر اين نسق مي چرخد كه حصول هر كمالي به تدريج و مرحله به مرحله انجام مي گيرد گرچه اين حركت مي تواند با سرعتي متفاوت صورت پذيربد به هر حال هيچ وقت نمي توانيم از مسير اصليش منحرف نمائيم.

- هر صانعي از صنع خود محققاً هدي دارد والا عمل و صنع او بيهوده و لغو خواهد بود.

- مي دانيم كه هر صانعي براي اين صنع و خلقش بتواند آن مقاصه و منظورهاي او را احراز نمايد بايستي تحت تربيت او كم كم و پله به پله آن را حل را يكي بعد از ديگري احرازنمايد. پس از بزرگترين عمل صانع در عالم صنع ، تربيت و ارتقاي مخلوق و مصنوع است.

ماهيت اصلي عالم هستي ، براي تربيت و اعمال برنامه هاي خداي رب العالمين است و اينكه زمان در عالم يك موضوع اعتباري است و نه يك اصل اصيل و لايتغير ، در اين صورت چگونه مي توان باور كذد كه پس از مرگ كه مرحله اي تكاملي بر زندگي دنياي است انسانها مدتهاي مديري كه جز خدا هيچ كس انتهاي آن را نمي داند- بي حس و حركت و در حال بي خبري به سر برند؟ چون :

الف- آيا مي شود تصور كرد هستي در مرحله توقف گردد؟ اگر زمان به فرض هم آن را به عنوان يك اصل بپذيريم در آن مرحله به آن انسانها نمي گذرد چگونه است كه سايرين جريان دارد. يعني بپذيريم كه قسمتي از عالم هستي مي تواند از ساير اجزا جدا شود و خود نظام ديگري داشته باشد در قسمتي از هستي زمان بگذرد و در قسمت ديگر نه و اين محال است چون هستي مطلق است.

👇محصولات تصادفی👇

استاندارد سازی پاورپوینت دقت و خطا در اندازه گيری تحقیق وجود نابرابري هاي مختلف (اجتماعي – اقتصادي – سياسي ) و آثار آن بر جامعه تحقیق ضبط دیجیتال با کنترل رادیویی دانلود پاورپوینت نفوذ ، قدرت و سیاست